خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ز دست برفته ست و پیش باز نیابدنوازشی هم از آن یار دلنواز نیاید
۲
تمام عرصه عالم سپاه فتنه بگیرداگر ز عارض یارم خط جواز نیاید
۳
درید پرده، فرو ریخت راز دل بر صحراز پرده ای که چنین شد حجاب راز نیاید
۴
بتا به ناز بکشتی هزار صاحب دل راکسی به پیش تو میرد که گاه ناز نیاید
صفحهٔ ۱ از ۳