شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا نسیمی از آن آشنا نمی آردشدم خراب و ندانم، چرا نمی آرد؟
۲
خوش است باد و لیکن چه سود، چون خبریاز آن مسافر ره دور ما نمی آرد
۳
بکشت، کندن جانم ز هجر و مردن نیستاجل، چگونه کنم جان، خدا نمی آرد
۴
کرشمه چند کنی بر من، آخر این جانیستنمی دمد ز زمین و صبا نمی آرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth