شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو نقش چشم توام در دل حزین گرددمرا نفس به دل خسته تیغ کین گردد
۲
ترا به دیده کشم، لیک غیرتم بکشدکه با تو مردمک دیده همنشین گردد
۳
شده ست خاک به کویت هزار عاشق بیشبدین هوس که ته پای بر زمین گردد
۴
کجا سلامت دلها به کوی تو جاییهزار بار بلا گرد عقل و دین گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth