شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر نسیم صبا زلف او برافشاندهزار جان مقید ز بند برهاند
۲
منش ببینم و از دور رخ نهم بر خاکمرا ببیند و از دور رخ بگرداند
۳
قد خمیده خود را همی کنم سجدهازان جهت که به ابروی دوست می ماند
۴
اگر مراد تو جان است، کار جان سهل استچه حاجت است که چشمت به زور بستاند؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth