خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آوردنسیم آن به تن رفته باز جان آورد
۲
هزار جان سزد از مژده، گربه باد دهندکه نزد دلشدگان بوی دلستان آورد
۳
خبر ز چین سر زلف مشکبوی تو دادصبا چو از دل گم گشته ام نشان آورد
۴
اگر نه جان عزیزی، چرا دمی بی تو؟به کام دل نفسی برنمی توان آورد
صفحهٔ ۱ از ۲