خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بودنظاره تو بلا شد که آن زمانم بود
۲
به جان تو که فرو نامدی شبی از دلدمی چه باشد، اگر از تو دل گرانم بود
۳
زبان حدیث تو می گفت دوش و دل می سوخترسید کار به جان و سخن همانم بود
۴
خیال وی رسنم بسته در گلو می گشتهنوز دل به سوی زلف تو کشانم بود
صفحهٔ ۱ از ۳