شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوان و پیر که در بند مال و فرزندندنه عاقلند که طفلان ناخردمند
۲
جماعتی که بگریند بهر عیش و منالیقین بدان تو که بر خویشتن همی خندند
۳
خوش آن کسان که برفتند پاک چون خورشیدکه سایه ای به سر این جهان نیفگندند
۴
به خانه ای که ره جان نمی توان بستنچه ابلهند کسانی که دل همی بندند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth