شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فسرده را سخن از عاشقی نباید راندکه گرد عافیت از آستین جان نفشاند
۲
به سوز عشق دلم پیش ازین هوس بردیکنون که شعله برآمد نمی توانش نشاند
۳
بیار،ساقی، جام و بساز، مطرب، چنگکه در من آنکه نشان صلاح بود نماند
۴
ز گریه می نتوانم نوشت نامه به دوستوگر جواب رسد نیز می نیارم خواند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth