شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو کارهای جهان است جمله بی بنیادحکیم در وی ننهاد کارها بنیاد
۲
مشو مقیم در آبادی خراب جهانچو کس مقیم نماند در این خراب آباد
۳
مبین که ملک فرو بست شمع دولت رابسی چراغ سلیمان که کشته گشت ز باد
۴
مپر ز باد غرور ار بلندییی داریکه خس بلند شد از باد، لیک باز افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth