شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب لعل تو جز به جان نبردآشکارا برد، نهان نبرد
۲
جان بدینسان که می برد لب توهیچ کس از لب تو جان نبرد
۳
نرود مه بر اوج در شب تارتا ز زلف تو نردبان نبرد
۴
پیش ازین بر خودم یقینی بودکه دلم هیچ دلستان نبرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth