شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دهنت را نفس نمی بیندمگرت هست و کس نمی بیند
۲
یک نفس نیست کز دهان تو، دلتنگیی در نفس نمی بیند
۳
بلبلی چون من از گلت محرومشکرت جز مگس نمی بیند
۴
برگ کاهی شدم ز غم، چه کنم؟چشم تو سوی خس نمی بیند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth