خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر سرو من در چمن جا بگیردعجب باشد، ار سرو بالا بگیرد
۲
چو شانه کند زلف عنبر فشان راجهانی بوی عنبرین را بگیرد
۳
به زلفش مدام از پی خون دلهاهمه موی او یک دگر را بگیرد
۴
کسی کو گرفتار آن رو شد، او رادل از جمله روهای زیبا بگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲