خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از رخ تو به گل های تازه رو نرودکه آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود
۲
کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر استنه می که چشمه حیوانش در گلو نرود
۳
خطی کشیده به افسون به گرد روی تو حسنکه هر دلی که درو شد به هیچ سو نرود
۴
به زیر پای توام آرزوست خاک شدناگر چه خاک شوم، نیزم آرزو نرود
صفحهٔ ۱ از ۲