شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غارت عشقت رسید، رخت دل از ما ببردفتنه به کین سر کشید، شحنه به خون پی فشرد
۲
شد ز خیالت خراب سینه ما، چون کنیم؟موکب سلطان بزرگ، کلبه درویش خرد
۳
جان که به دنبال تست، چند عنانش کشیمچون ز پیت رفتنیست هم به تو باید سپرد
۴
عشق اگر ذره ایست سهل نباید گرفتآتش اگر شعله ایست، خرد نباید شمرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth