خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چه خوبان ز مه فزون باشندپیش آن ماه من زبون باشند
۲
مردمانی که روی او دیدندتا بباشند سرنگون باشند
۳
گفتمش «بنده ایم » گفت «خموشتو چه دانی که بنده چون باشند»؟
۴
یار مهمان تست، ای دیدهمردمان را بگو برون باشند
صفحهٔ ۱ از ۳