خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببار باده روشن که صبح روی نمودکه در چنین نفسی بیشراب نتوان بود
۲
شراب در دلم و توبه هم، کجاست قدح؟که دل بشویم از آن توبه شرابآلود
۳
گرفت شعله شوقم به زیر دجله میکه دل تمام بسوزد، گرش نریزی زود
۴
کجا زیم من مسکین که جانست وام نگارفراق تندتر از وامدار ناخشنود
صفحهٔ ۱ از ۳