خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامدگنجشک برمد از خفه، صیاد نیامد
۲
عاشق شدم، این بود گنه، وای که هجرشجان برد و ازین یک گنه آزاد نیامد
۳
بر گریه عاشق که زدم خنده، نمردمتا پیش دو چشم من ناشاد نیامد
۴
چه سود ازین مردن بی بهره که شیرینروزی به سر تربت فرهاد نیامد
صفحهٔ ۱ از ۳