خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام دل که تو غمزده زدی فگار نشد؟کدام کس که ترا دید و بی قرار نشد؟
۲
حرام باد زخاک تو بر در هر چشمکه هیچ بهره این چشم خاکسار نشد
۳
بسوخت ناله من سنگ را، عجب سنگ استدلت که سوخته زین ناله های زار نشد
۴
نظاره می کنم از دور، می خورم جگریکه جز به دامنم این نقل خوشگوار نشد
صفحهٔ ۱ از ۲