خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی گر آن پسر نازنین به ما برسدبود امید که بر درد ما دوا برسد
۲
چه گویمش که بلایی ست او به نیکوییچنان بلای دل، ای کاشکی به ما برسد
۳
رود کرشمه کنان در ره و هزار چو منبمرده باشد هر سو، به خانه تا برسد
۴
عمامه کج نهد و بس که پیچ پیچ کندبه هر دل از خم او پیچشی جدا برسد
صفحهٔ ۱ از ۲