خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از خطت سبزه صحرا بگیردسرش سبز بادا، بگو تا بگیرد
۲
نهانی مریز، ای پسر، خون عاشقکه روزی ترا آشکارا بگیرد
۳
لبش خورده خونم، گرش من بگیرمهمان هر دو لب یکدگر را بگیرد
۴
دو زلفت دو عقد است رأس و ذنب راکه خورشید را بی محابا بگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲