خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستورزیر عیسی خر نگر، زیر خزان یکران تور
۲
وز حروفی نام رخش و داردت هر جا، چه سود؟در عرب وی را کمیت است اسم و در تاتار بور
۳
نیک و بد در آدمی پنهان نمی ماند، چنانکنافه در جیب ملوک و باده در جام بلور
۴
نفس را چون رام جویی، ساکنی بهتر ز جهدپیل را چون پست خواهی، چاره نیکوتر ز زور
صفحهٔ ۱ از ۴