شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دورسایه وار از آفتابی ناگهان افتاده دور
۲
چون کنم، یاران، که من بیمارم و مرکب ضعیفجان به لب نزدیک و راهی در میان افتاده دور
۳
بینوا چون بلبلم، بی برگ چون شاخ رزانکز جمال گل بود، در مهر جان افتاده دور
۴
آنچنان کانداخت چشم بد مرا دور از رختباد چشم بد ز رویت آنچنان افتاده دور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth