خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیرور جهانم نبود، کهنه سرایی کم گیر
۲
این دل سوخته با گوشه محنت خو کردگر به باغی نرود، برگ و نوایی کم گیر
۳
زهد من خدمت رندان خرابات بس استگر نمازی نکنم، رسم ریایی کم گیر
۴
زاهد ار سوی من از ننگ نبیند هرگزما به دشنام تو سازیم، دعایی کم گیر
صفحهٔ ۱ از ۳