خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفت از باد دگر باشد و از شانه دگرهست یک فتنه لبت، نرگس مستانه دگر
۲
در غمت جان ز تنم رفت و خیال تو بماندعاقبت خویش دگر باشد و بیگانه دگر
۳
دل آسوده دگر، حال پریشان دگر استشهر آباد دگر باشد و ویرانه دگر
۴
اهل صورت که خودآرای بود، سوختنی استکرم شب تاب دگر باشد و پروانه دگر
صفحهٔ ۱ از ۲