خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شهسوار، دست به سوی عنان مبربر صید تیر مفگن و از خلق جان مبر
۲
چون در شکار بر سر آهو گذر کنیچشمت بس است، دست به تیر و کمان مبر
۳
در جعد چون کمند تو من صید لاغرمآزرده می شوم، به زمینم کشان مبر
۴
دانی که چند دست دل اندر عنان تستآن دست نازنین، به دوال عنان مبر
صفحهٔ ۱ از ۳