خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تردل از برم رمیده و من زو رمیده تر
۲
افغان ز تو که هست به گوشت فغان منهر چند بیش می شنوی ناشنیده تر
۳
شیرین غمی ست عشق، ولیکن زمان کجاست؟ای دل، بگویمت که بخور، لیک دیده تر
۴
خلقی به راه منتظرت جان سپرده اندای ترک مست، دار عنان را کشیده تر
صفحهٔ ۱ از ۲