شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قمر برید ز من مهر و من خراب قمرشبم دراز چو گیسوی نیمتاب قمر
۲
خرابه ها همه چون از قمر شود روشنچراست تیره دل من، چو شد خراب قمر
۳
تمام شب قمر آسمان نمی خسپدکه چشم این قمر ما ببست خواب قمر
۴
کجا رسد مه گردون بدین قمر، باریکه نیست چشمه خورشیسدتر به آب قمر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth