شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیال دوست به چشم من اندر آمد بازهوای عشق دگر باره در سر آمد باز
۲
کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبرخراب کرد که غوغای کافر آمد باز
۳
سبک سوار من از کوی فتنه سر بر کردفغان به شهر، تظلم به داور آمد باز
۴
کبوتری بدم از چنگ باز رسته، دریغکه چنگ باز به پای کبوتر آمد باز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth