خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرستنها فراقم می کشد، آخر بیا، فریادرس
۲
تا چند بر من دمبدم از هجر عاشق کش ستمبهر منت گر نیست غم، بهر خدا فریادرس
۳
ظلمی است شب تا صبحگه بر ما که نتوان گفت، وهبگذشت چون از اوج مه فریاد ما، فریاد رس
۴
تا کی رقیبت هر زمان در خون ما گوید سخنیا هم به دست خود ز ما خونریز یا فریادرس
صفحهٔ ۱ از ۲