خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساسبیا که باد صبا گشت عیسوی انفاس
۲
بنوش باده گلگون به طرف باغ که منز پا فتاده ام از دست محنت افلاس
۳
چه حکمت است ندانم که ساقی گردونمدام خون جگر می دهد مرا از کاس
۴
کسی ز چهره مقصود خود نیافت نشانازان زمان که نهادند سرنگون این کاس
صفحهٔ ۱ از ۲