شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویشزانکه می دانی مزاج غمزه کین توز خویش
۲
غمزه را گویی چو شاهان زن که نه مردانگیستبر گدایان آزمودن خنجر فیروز خویش
۳
من چو گردم کشته، گه گاهی بگردانی به زلفجان من گرد سر آن ناوک دل دوز خویش
۴
همره جان کردم از جولانت گردی تا کنمتوشه فردای حشر این نعمت امروز خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth