خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویشبهر چه گویم صبا و مرغ را پیغام خویش
۲
چون در آید شام، آتش در دلم گیرد ز هجرخوش چراغی می فروزم هر شب اندر شام خویش
۳
رفت خوابم ناگهان، چند از خیال موی توسلسله بندم به پای جان بی آرام خویش
۴
نیست چون بخت وصالم بهر صبر از خون دلهر دمی یک جا نویسم نام تو با نام خویش
صفحهٔ ۱ از ۲