خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش ما بودیم و جام باده و مهتاب خوشوان پسر مهمان و عشرت را همه اسباب خوش
۲
سوی لب می برد جام وانگبین می گشت میبس که می را چاشنی می داد زان جلاب خوش
۳
از خم ابرو سخن می گفت آن خورشید رومن نماز چاشت می کردم در آن محراب خوش
۴
گفتم امشب خرم و خوش دیدمت در خواب، گفتپاسبان خفته نباید، گر چه بیند خواب خوش
صفحهٔ ۱ از ۲