شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لب چون شکرت چشمه نوشای رخ چون قمرت غارت هوش
۲
ورق گل بدریده ست صباتا بدید آن خط چون مرزنگوش
۳
هر دم از روی خوی آلوده تولاله را خون دل آید در جوش
۴
دل عشاق چنان می ببریکه خبر می نشود گوش به گوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth