خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاد باش، ای شب فرخنده دوشکه فلان بود مرا در آغوش
۲
نه همی سیر شد از رویش چشمنه همی پر شدی از قولش گوش
۳
ماجرای دل خون گشته مندیده می ریخت برون، من خاموش
۴
مست بودم خبر از خویش نداشتباده را گر چه نمی کردم نوش
صفحهٔ ۱ از ۲