خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها من و دلی و غمی بهر جان خویشمشغول با خیال کسی در نهان خویش
۲
ناورد باد بویی ازان مرغ باغ مانزدیک شد که بر پرد از آشیان خویش
۳
ای یوسف زمانه، بیا تا بگویمتتفسیر احسن القصص از داستان خویش
۴
خوش وقت ما چو از پی مردن به چشم جانبینیم خاک کوی تو در استخوان خویش
صفحهٔ ۱ از ۳