خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندین شبم گذشت به کنج خراب خویشنوری ندادیم شبی از ماهتاب خویش
۲
رویی چنان مپوش ز عشاق کاهل دلاز تشنگان دریغ ندارند آب خویش
۳
دی سیر دیدم آن رخ و گشتم خراب، لیکنشناخت جان تشنه قیاس شراب خویش
۴
او حال پرسد از من و گریه دهد جوابفریاد من ز گریه حاضر جواب خویش
صفحهٔ ۱ از ۳