خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمشیا خود ز صبر رفته نشان باز خواهمش
۲
زانجا که ناصبوری دیوانگان بودپیداش دل دهم به نهان باز خواهمش
۳
نی خود چو دل که جان گرامی ستد ز منهرگز دلم نخواست که جان باز خواهمش
۴
باشد شبی که تا به سحر راز گویمشو آن راز گفته صبحدمان باز خواهمش
صفحهٔ ۱ از ۲