شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر بامداد تا به شبم بر سر رهشوقتی مگر که بنگرم از دور ناگهش
۲
زان گه گهی که پر ز خوی گل کند زنخآتش سزد گلاب، چو سیمین بود جهش
۳
آبی کنند هر کسی اندر رهی سبیلمن خون خود سبیل کنم بر سر رهش
۴
گویم ببخش جان من، او گویدم که نیجان بخش من بس است همان گفتن نیش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth