شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد آن که پای مرا بوسه می زند او باشبیار باده که گشتم قلندر و قلاش
۲
چو تو به رفت سر صوفیی چو من، ای مستبه جرعه تر کن و هم از سفال خم بتراش
۳
مرا ز مقنع زاهد کنید خرقه زهدکزین لباس فرو پوشم آن عبادت فاش
۴
منم ز عشق تو خشخاش ذره ذره ولیبه مته چند توان سر برید از خشخاش؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth