خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویشکه دیده نیز نخواهم که بنگرد سویش
۲
مرا به دیده درون خواب از کجا آید؟که شب نماند به عالم ز پرتو رویش
۳
ولی ز رویش اگر در جهان نماند شبیهزار شب نتوان ساختن ز یک مویش
۴
ز فرق تا به قدم ماه نو شد و پهلوبدان امید که پهلو نهد به پهلویش
صفحهٔ ۱ از ۲