شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموشوان تلخی گفتار و شکر خنده خون نوش
۲
رسوا شدم از حالت خود زان که همه جاسترخساره به گفتار و من دلشده خاموش
۳
پوشیده نماند آتش من در تن چون کاهآن شعله برآمد که نهفتیم به خس پوش
۴
من دانم و جانی که به تن کاش نه بودیتا هجر چسان کرد سزای دل من دوش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth