شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خضر در کوی او ره گم کند زان شکل موزونشتعالی الله مگر از آب حیوان ریخت بی چونش
۲
مباد آن پای را دردی خرامان کرد، گو بگذرتو می دانی که خاک است آن، ولی خونست معجونش
۳
نثاری گر کند چشمم به پیشت پا مزن، جاناکه حاصل شد به صد خون جگر هر در مکنونش
۴
متاع دل برون کردم ز دل، ای یار، ازان گیسومجنبان سلسله کز دل نیارم کرد بیرونش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth