خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالععشاق بینوا را مسعود گشت طالع
۲
ما از جهان ملولیم از خویش و غیر فارغگشته به نیم جرعه در کنج دیر قانع
۳
ساقی، بیار جامی کز خود رهم زمانیمگذار تا گذارم بی باده عمر ضایع
۴
جز جام تو ننوشند عشاق در خراباتجز نام تو نگویند زهاد در صوامع
صفحهٔ ۱ از ۲