خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغآری، آری، باد را طاقت نمی آرد چراغ
۲
هر شبی پروین که عکس خویش در آب افگندآسمان گویی میان آب می کارد چراغ
۳
برگ می ریزد ز گل، دانم خزان خواهد رسیدمیهمان آید به خانه چون که گل بارد چراغ
۴
چون در افتد برق در ابر سیه نظاره کنابر را شب داند و آن را چه پندارد چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲