خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاه حسنی وز متاع نیکوان داری فراغمی نزیبد بد کنی در پیش مسکینان دماغ
۲
داغ هجرانم نه بس، خالم به رخ هم می نمایچند سوزم وه که داغی می نهی بالای داغ
۳
بهترین حاجات آن کایی شبی پیشم چو شمعمی نهم از سوز دل هر شب به هر مسجد چراغ
۴
آب چشمم گفت حال و بر درت زین پس برآرهم تو می دانی که نبود بر رسولان جز بلاغ
صفحهٔ ۱ از ۲