شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشقمرهم جانهاست از یاد لبت آزار عشق
۲
دی که می رفتی به پیش عاشقان غمزه زناندیگران بسمل شدند و من شدم مردار عشق
۳
من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگریبین که چون من چند کس مرده ست در بازار عشق
۴
تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم، از آنکوام معشوق است سر بر گردن عیار عشق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth