خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی مست می رفتی بُتا، رو کرده از ما یک طرفشبدیز را مطلق عنان پیچیده عمدا یک طرف
۲
تا بر رخِ زیبای تو، افتاده زاهد را نظرتسبیح زهدش یک طرف، مانده مصلّا یک طرف
۳
تیری که دی زد بر دلم، پیداست تا غایت به منپیکان و کِلْکَش یک طرف، سوفار و پرها یک طرف
۴
در چار حدِ کوی خود، افتاده بینی بنده راتن یک طرف، جان یک طرف، سر یک طرف، پا یک طرف
صفحهٔ ۱ از ۲