خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فرق تا به پای همه آرزوی دلآب حیات رانده خیالت به جوی دل
۲
دل بستمت به زلف ندانستم این قدرکز وی چنین دراز شود گفتگوی دل
۳
عمری به گرد کوی تو گشتم چو بیدلاننی دل به دستم آمد و نی آرزوی دل
۴
ور خون دل خورم، نکنم جز دعای توزیرا که من به سوی توام، نی به سوی دل
صفحهٔ ۱ از ۲