خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارمزبان با خلق در گفت است و دل جایی دگر دارم
۲
خرامان هر طرف سروی و جان من نیاسایدکه من این خار خار از سرو بالایی دگر دارم
۳
مرا این تشنگی از بهر آبی دیگرست، ارنهنمیبینی که در هر دیده دریایی دگر دارم
۴
طبیبا، خویش را زحمت مده چون به نخواهم شدکه من اندر سر شوریده سودایی دگر دارم
صفحهٔ ۱ از ۳